تبليغاتX
صاحب العصر و الزمان(عج)
سرداب سامرا

سرداب مقدس، زیرزمینى است در سامرَا، کنار مزار امام هادى و امام عسکرى (ع) آن سرداب محل زندگى وعبادت امام هادى وامام حسن عسکرى و حضرت مهدى (ع) بوده وتمام دیدارها با حضرت مهدى (ع) در زمان پدرش در همین منزل و سرداب انجام مى گرفته است.
 
 خانه امام عسکرى (ع) همانند دیگر خانه هاى عراق، شامل غرفه اى براى مردان، غرفه اى براى زنان و سرداب بوده که سرداب نیز شامل غرفه هایى براى مردان و زنان بوده است ودر تابستان از شدت گرما به این سرداب پناه مى برده اند. مقدس شمردن آن سرداب از سوى شیعیان موجب شدکه دشمنان اهل بیت، شیعیان را متهم کنند بر اینکه آن ها مى گویند امام زمان در این سرداب مخفى شده است اما شیعیان از چنین اعتقادى منزه هستند. شیعیان سرداب را به این دلیل مقدس مى شمارندکه محل زندگى ونیایش سه امام معصوم، همچنین محل زندگى حضرت حکیمه خاتون ونرجس خاتون بوده است.
 
 واما موقعیت کنونی سرداب سامرا:امروزه هرکس از هر نقطه شهر سامرا به مرکز شهر نگاه کند، دوگنبد با شکوه مى بیندکه یکى از آن ها باکاشى هاى طلایى براق ودیگرى باکاشى هاى رنگى زیبائى پوشیده شده است. هر یک از این گنبدها به ساختمان مستقلى تعلق دارند. گنبد بزرگ طلایى بر بالاى ضریح مطهرکه مرقدهاى مقدس امام دهم (ع)وامام یازدهم(ع)در آن جاى دارد، قرارگرفته است. ولى گنبدهاى کوچک بر بالاى ساختمان مسجد جامع شهر ساخته شده است.ساختمان حرم مطهر به شکل مستطیل وساختمان مسجد جامع به صورت مستقل از ساختمان حرم، ولى متصل به صحن حرم است وسرداب غیبت درست در زیر ساختمان مسجد قرارگرفته ودر طول تاریخ بارها در بنا وبخش هاى مختلف آن تعمیرات وتغییراتى انجام شده است.
 
 سرداب غیبت از جمله سرداب هاى عمیقى است که در زیر یک لایه سنگى حفر شده ودر کل داراى سه قسمت عمده است: یک غرفه شش ضلعى، یک غرفه مستطیل کوچک ویک غرفه به شکل مستطیل بزرگ0 توضیح بیشتر آنکه غرفه مستطیل بزرگ در میان مردم به مصلاى مردان وغرفه مستطیل شکل کوچک به مصلاى بانوان، معروف است.این بخش ها با دو راهرو بلند و طولانى به یکدیگر مربوط مى شوند یعنى یک راهرو طولانى مصلاى مردان ومصلاى زنان را به هم وصل مى کند ویک راهرو طولانى دیگر بین مصلاى مردان و غرفه شش ضلعى وجود دارد.
 
 همچنین این بخش هاى سه گانه هر یک از طریق روزنه اى کوچک و طولانى که از قسمت هاى فوقانى دیوار آغاز شده، تا پایین ترین حد دیوار بیرونى مسجد جامع امتداد مى یابد و نور و هوا دریافت مى کند. پلکانى که راه ورود وخروج سرداب است وبه غرفه شش ضلعى منتهى مى شود داراى بیست پله است. ورودى این پلکان و سرداب در داخل ساختمان مسجد و بر دیوارى قرارگرفته که ورودى نماز خانه نیز در آن واقع است.
 
 طول مصلاى مردان پنج متر وهشتاد سانیمتر وعرض آن سه متر وپنجاه سانتمتر است.در ضمن طول مصلاى زنان چهار متر وشصت سانتى متر وعرض آن سه متر است. طول راهرویى که مصلاى مردان و زنان را به هم مربوط مى سازد، چهار متر است. طول روزنه اى که نور غرفه شش ضلعى را تأمین مى کند، حدود شش متر وطول روزنه اى که نور مصلاى زنان را تأمین مى کند، چهار متر وپنجاه سانتیمتر است. در انتهای غرفه مستطیل شکل یعنى انتهاى همان مصلاى مردان، یک در چوبى که معروف به باب غیبت است وجود دارد. در پشت این در اتاق کوچکى قرار داردکه طول آن یک متر وپنجاه سانتیمتر است. این اتاق به نام محل غیبت شهرت پیدا کرده است که در حقیقت بخش مکمل غرفه مستطیل شکل بزرگ محسوب مى شود ودر جلوى آن حفاظ مشبکى است که آن را از بقیه غرفه جدا مى کند. چاه معروف به چاه غیبت هم درگوشه اى از همین اتاق قرار دارد.
 
 اشاره به این نکته نیز خالى از فایده نیست که این سرداب در جهت غربى صحن عسکری (ع) به سمت شمال واقع شده ودر طول تاریخ اصلا حات وتعمیرات زیادى در آن انجام گرفته است. همیشه در موقع تعمیر وترمیم بارگاه عسکریین (ع) در ساختمان سرداب نیز تغییرات واصلاحاتى به عمل آمده است به عنوان مثال در زمان هاى گذشته از داخل بارگاه عسکریین (ع) ازکنار مرقد حضرت نرجس خاتون به سرداب مى رفتند واین وضع به همین صورت تا سال 1202ق ادامه داشت ودر این سال احمد خان دنبلى براى سرداب،راهى جداگانه از طرف شمال بازکرد وراه سرداب از طرف روضه عسکریین (ع)را مسدود نمود و صحن سرداب را جداگانه ساخت که تقریبااز یک فضاى بزرگى به طول60 متر وعرض 20 متر برخوردار است. بنابراین اگر درکتاب هایى چون مزار شهید اول،اعمال و دعاهاى مربوط به زیارت این همه امام دریک مکان ذکر شده است علت آن است که در زمان سابق راه سرداب نیز از پشت حرم عسکریین (ع) در یک ساختمان بوده است، لذا پس از زیارت عسکریین (ع) بلافاصله زیارت امام زمان (ع) وسپس زیارت حضرت نرجس خاتون ذکر شده است.
 
 در هر حال این سرداب در طول تاریخ به اندازه اى مورد توجه مردم بوده است که در آن آثار ارزشمندى از منبتکارى وکاشى کارى و سایر هنرهاى معمارى به کار رفته است.از جمله این اشیاء درِ چوبى نفیسى است که از دوران خلافت عباسیان به جاى مانده است واز ویژگى هاى هنرى وتاریخى ارزشمندى برخوردار است. (1)
 
 _______________________________________
 ا. نشریه موعودشماره 37 ص 51


 

نوشته شده توسط رضاکاظمی در جمعه سیزدهم خرداد 1390 ساعت 18:2 موضوع سرداب سامرا | لینک ثابت


مسجد سهله

یکى از مشهورترین مساجد اسلامى که در قرن اول هجرى توسط قبایل عرب در شمال غربى مسجد جامع کوفه به فاصله حدود دوکیلومتر ساخته شده است؟ مسجد شریف سهله است که در منابع تاریخى از آن با نام هایى چون مسجد سهیل، بنى ظفر و عبدالقیس ... (1) یاد شده است.
 این مسجد در زمینى خالى از سکنه ساخته شده که اطراف آن پوشیده از ماسه هاى قرمز است.
 مجموع فضاى مسجد از دو قسمت شبستان و صحن تشکیل شده است. در بخش هاى مختلف صحن مسجد، محراب هایى ساخته شده است که به نام پیامبران و ائمه اطهار(ع) نامگذارى شده اند و در اصطلاح آن ها را مقام مى خوانند. این مقام ها عبارتند از: مقام حضرت ابراهیم (ع)، مقام حضرت یونس (ع)، مقام حضرت ادریس (ع)، مقام حضرت صالح (ع)، مقام حضرت سجاد(ع)، مقام امام صادق (ع)، و مقام امام زمان (ع)؟ این مقام در قسمت میانى مسجد، کمى مایل به سمت جنوب، در بین مقام هاى امام سجاد(ع) و حضرت یونس(ع)قرار دارد.
 امروزه ساختمانى به طول 80 متر و عرض 5/5 متر در این محل بنا شده است.
 حضرت ولى عصر(ع) در این مقام، نماز و دعا و نیایش به جاى آورده اند و عالم بزرگوار علامه بحر العلوم آن حضرت را در این مکان شریف، در حال مناجات با پروردگار زیارت کرده اند.
 گذشته از آن، گزارش هاى بسیارى از ملاقات با آن حضرت در این مسجد مبارک در طول تاریخ نقل شده است که این امر سبب اقبال بسیار عاشقان و شیفتگان خالص آن حضرت به این مکان شریف گشته و در نتیجه ساختمان این قسمت، بارها توسط شیعیان مخلص تجدید بنا شده است. براى این مقام زیارتنامه مخصوصى درکتب روایى نقل شده است که به همراه سایر دعاها و عبادات به جاى آورده مى شود.
 در مجموعه روایات با تعابیر مختلفى از جایگاه معنوى و منزلت مسجد سهله یاد شده است. مى توان گفت از اخبار چنان معلوم مى شودکه بعد از مسجد اعظم کوفه، مسجدى به فضیلت این مسجد وجود ندارد.
 ابو بصیر نقل کرده است که امام صادق(ع)به ایشان فرمودند: اى ابا بصیر گویى روزى را مى بینم که حضرت مهدى(ع)با خانواد ه ا ش در مسجد سهله فرود مى آیند. ابو بصیر مى گوید: به حضرت صادق(ع)عرض کردم آن مسجد منزل قائم(ع)خواهد بود؟ حضرت فرمودند: آرى، این مسجد منزل حضرت ادریس (ع)و حضرت ابراهیم(ع)بوده است و خدارند هیچ پیامبرى را به پیامبرى مبعوث نکرده است . مگر آن که وى در این مسجد نمازگزارده است. مسکن حضرت خضر(ع) در این مسجد است .هرکسى در این مسجد اقامت داشته باشد، مثل آن است که در چادرپیامبر اکرم(ص)اقامت دارد ... هرکس در این مکان شریف نماز به جاى آورد و به دنبال آن با نیت خالص دعا کند؟ حاجت او برآورده مى شود و اگرکسى از ترس امرى به آن جا پناه ببرد، خداوند وى را از آن خطر در امان نگه مى دارد. ابو بصیر مى گوید به امام صادق(ع)عرض کردم: به درستى که این مکان شریف بسیار فضیلت دارد. حضرت فرمودند: آیا باز فضیلت هاى آن را بشمارم. عرض کردم: آرى .
 حضرت فرمودند: مسجد سهله از جمله مکان هایى است که خداوند تبارک و تعالى دوست دارد در آن جا دعا خوانده شود. هیچ شب و روزى نیست مگر آنکه ملائکه این مسجد را زیارت مى کنند و در آن جا به عبادت خدا مشغول مى شوند. اگر من در نزدیک این مسجد ساکن بودم همه نمازهایم را در آن جا به جاى مى آوردم... بعد ابو بصیر مى گوید به حضرت صادق(ع)عرض کردم: قائم(ع)همیشه آن جا خواهند بود؟ حضرت فرود ند: آرى (2).
 آداب و اعمال مسجد سهله در مفاتیح الجنان آمده است (3) . بسیارى ازکسانى که تشرف به محضر حضرت مهدى(ع)را درخواست مى کردند، چهل شب جمعه از مسجدکوفه به مسجد سهله مى رفتند یا چهل شب چهارشنبه در مسجد سهله بیتوته و عبادت مى کردند تا به فیض حضور نائل شوند .
 حضرت آیة الله مرعشى نجفى(ع)مى گوید: در ایام تحصیل علوم دینى و فقه اهل بیت(در نجف اشرف، شوق زیادى جهت دیدار جمال مولایمان بقیة الله الاعظم(ع)داشتم. با خود عهدکردم چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم، به این نیت که جمال آقا صاحب الامر(ع) را زیارت کنم و به این فوز بزرگ نایل شوم. تا 35 یا 36 شب چهارشنبه ادامه دادم. تصادفاً در این شب، رفتنم از نجف به تأخیر افتاد و هوا ابرى و بارانى بود. نزدیک شب وحشت و ترس وجود مرا فراگرفت، مخصوصا از زیادى قطاع الطریق و دزدها. ناگهان صداى پایى را از پشت سر شنیدم که بیشتر موجب ترس و وحشتم گردید. برگشتم به عقب، سید عربى را با لباس اهل بادیه دیدم، نزدیک من آمد و با زبان فصیح گفت: اى سید سلام علیکم. ترس ووحشت به کلى از وجودم رفت و اطمینان و سکون نفس پیداکردم و تعجب آور بودکه چگونه این شخص در تاریکى شدید، متوجه سیادت من شد و در آن حال من از این مطلب غافل بودم . به هر حال سخن مى گفتیم و مى رفتیم از من سؤال کرد: کجا قصد دارى؟ گفتم: مسجد سهله. فرمود: به چه جهت گفتم: به قصد تشرف و زیارت ولى عصر. مقدارى که رفتیم به مسجد زید بن صوحان که مسجدکوچکى است نزدیک مسجد سهله رسیدیم. داخل مسجد شده و نماز خواندیم و بعد از دعایى که سید خواند گویى دیوار و سنگ ها با او آن دعا را مى خواندند- احساس انقلابى عجیب در خود نمودم که از وصف آن عاجزم .
 بعد از دعا سید فرمود: سید توگرسنه اى، چه خوب است شام بخورى. پس سفره اى راکه زیر عبا داشت بیرون آورد و در آن سه قرص نان و دو یا سه خیار سبز تازه بود . مثل اینکه تازه از باغ چیده و آن وقت چله زمستان و سرماى زننده اى بود و من منتقل به این معنا نشدم که این آقا این خیار تازه سبز را در این فصل زمستان ازکجاآورده؟ طبق دستور آقا شام خوردم.سپس فرمود: بلند شو تا به مسجد سهله برویم . داخل مسجد شدیم . آقا مشغول اعمال وارده در مقامات شد و من هم متابعت آن حضرت انجام وظیفه مى کردم و بدون اختیار نماز مغرب و عشا را به آقا اقتداکردم و متوجه نبودم که این آ قاکیست بعد از آن که اعمال تمام شد، آن بزرگوار فرمود: اى سید آیا مثل دیگران بعد از اعمال مسجد سهله به مسجدکوفه مى روى یا در همین جا مى مانى؟ گفتم: مى مانم و سپس در وسط مسجد در مقام امام صادق(ع) نشستیم. به سید گفتم: آیا چاى یا قهوه یا دخانیات میل دارى آماده کنم در جواب کلام جامعى را فرمود: این امور از فضول زندگى است و ما از این فضولات دوریم.
 این کلام در اعماق وجودم اثرگذاشت، به نحوى که هرگاه یادم مى آید ارکان وجودم مى لرزد.
 به هر حال مجلس نزدیک دو ساعت طول کشید و در این مدت مطالبى ردَ و بدل شدکه به بعضى از آن ها اشاره مى کنم.
 1. در رابطه با استخاره سخن به میان آمد. سید عرب فرمود: اى سید با تسبیح به چه نحو استخاره مى کنى
 گفتم: سه مرتبه صلوات مى فرستم و سه مرتبه مى گویم: استخیر الله برحمته خیرة فی عافیة پس قبضه اى از تسبیح راگرفته مى شمارم.اگر در تا بماند بد است و اگر یکى ماند خوب است.فرمود: براى این استخاره، باقى مانده ا ى است که به شما نرسیده و آن این است که هرگاه یکى باقى ماند، فوراً حکم به خوبى استخاره نکنید؟ بلکه توقف کنید و دوباره بر ترک عمل استخاره کنید. اگر زوج آمدکشف مى شود، استخاره اول خوب است، اما اگر یکى آمدکشف مى شودکه استخاره اول میانه است .
 2. از جمله مطالب در این جلسه تاکید سید عرب بر تلاوت و قرائت این سوره ها بعد از نمازهاى واجب بود. بعد از نماز صبح سوره یاسین و بعد از نماز ظهر سورهَ عم ، بعد از نماز عصر سوره نوح و بعد از نماز مغرب سوره واقعه و بعد از نماز عشاء سوره ملک.
 3. دیگر اینکه تاکید فرمودند: بر دو رکعت نماز بین مغرب و عشاکه در رکعت اول بعد از حمد هر سوره اى خواستى مى خوانى و در رکعت دوم بعد از حمد سوره واقعه مى خوانى و فرمود: کفایت مى کند این از خواندن سوره واقعه بعد از نماز مغرب تاکید فرمود که: بعد از نمازهاى پنجگانه این دعا را بخوان: "اللهم سرَحنى عن الهموم و الغموم و وحشة الصدر و وسوسة الشیطان برحمتک یا ارحم الراحمین "
 4 . و دیگر تاکید بر خواندن این دعا بعد از ذکر رکوع در نمازهاى یومیه خصوصأ رکعت آخر: " اللهم صل على محمد و آل محمد و ترحم على عجزنا واغثنا بحقهم . درتعریف و تمجید از شرایع الاسلام مرحوم محقق حلى فرمود: تمام آن مطابق با واقع است مگرکمى از مسایل آن
 5 . تاکید بر خواندن قرآن و هدیه کردن ثواب آن، براى شیعیانى که وارثى ندارند، یا دارند لکن یاد از آن ها نمى کنند.
 6. تحت الحنک را زیر حنک قرار دادن و سر آن را در عمامه قرار دادن؟ چنانکه علماى عرب به همین نحو عمل مى کنند و فرمود: در شرع این چنین رسیده است.
 7. تاکید بر زیارت سیَد الشهدا (ع).
 8. دعا در حق من و فرمود: قرار دهد خدا تو را از خدمتگزاران شرع.؟
 9. پرسیدم نمى دانم آیا عاقبت کار خیر است و آیا من نزد صاحب شرع مقدس روسفیدم؟ فرمود: عاقبت تو خیر و سعیت مشکور و روسفیدى .
 گفتم: نمى دانم آیا پدر و مادر و اساتید و ذوى الحقوق از من راضى مستند یا نه؟ فرمود: تمام آن ها از تو راضى اند ر درباره ات دعا مى کنند.
 استدعاى دعاکردم براى خودم که موفق باشم براى تألیف و تصنیف.دعا فرمودند. در این جا مطلب دیگرى است که مجال تفصیل و بیان آن نیست. پس خواستم از مسجد بیرون روم به خاطر حاجتى، آمدم نزد حوض که در وسط راه قبل از خارج شدن از مسجد قرار دارد. به ذهنم رسید چه شبى بود و این سید عرب کیست که این همه با فضیلت است؟ شاید همان مقصود ومعشوقم باشد تا به ذهنم این معنى خطورکرد، مضطرب برگشتم و آن آقا را ندیدم وکسى هم در مسجد نبود.یقین پیداکردم که آقا را زیارت کردم و غافل بودم. مشغول گریه شدم و همچون دیوانه اطراف مسجدگریه مى کردم تا صبح شد؟ چون عاشقى که بعد از وصال مبتلا به هجران شود.این بود اجمالى از تفصیل که هروقت آن شب یادم مى آید، بهت زده مى شوم (4)
 
 
 ___________________________________________
 1. "سهله "که اکثرا آن را به سین مفتوحه ضبط کوده اند به "زمین هموار"گفته مى شود و بعضى هم به سین مکسور خوانده اندکه ب معنى "خاک ماسه مانند است که به وسیله سیل در مسیل ها جمع مى شود. بنابراین نامگذارى این مسجد به سهله به لحاظ جنس خاک آن منطقه بوده است و همین طور در علت تسمیه آن به نام هاى دیگرگفته اندکه "سهیل " نام سازنده آن مسجد است و "عبدالقیس " نام طایفه اى است که این مسجد در منطقه سکونت آن ها بنا شده است و "بنى ظفر" هم یکى از طایفه هاى قبیله عبدالقیس است و... ابن الفقیه روایت مى کند حضرت على(ع) فرمودند: درکوفه چهار بقعه مقدس وجود دارد که چهار مسجد در آن ساخته شده است. به آن حضرت عرض شد آن هاکدام مساجدند. حضرت فرمود: یکى از آن ها مسجد ظفر یا همان مسجد سهله است.
 2. بحارالانوار، ج97ص 435.
 3. نشریه موعود، شماره39ص 48
 4. نشریه موعود، شمار120


 

نوشته شده توسط رضاکاظمی در جمعه سیزدهم خرداد 1390 ساعت 17:53 موضوع مسجد سهله | لینک ثابت


مسجد کوفه

از مساجد معروف و مهمى که همواره مورد توجه مسلمانان بوده، مسجد شریف کوفه است.
 آن چه که سبب توجه بیشتر شیعیان به این مکان مقدس شده است؟ عنایت خاصى است که حضرت مهدى (ع) به این مسجد دارند بسیارى از سعادتمندان در این مکان پربرکت، توفیق زیارت امام (ع) را پیدا کرده اند افزون بر این براساس روایات زیادى از جمله روایات معروف "مفضل بعد از ظهور آن حضرت، کوفه مرکز حکومت و مسجد جامع آن، مرکز قضاوت و اجراى عدالت خواهد شد.
 در روایتى که مفضل از امام صادق (ع) نقل مى کند، درباره جایگاه مسجدکوفه در عصر ظهور چنین آمده است:
 به امام صادق (ع) عرض کردم: سرور من محل استقرار حضرت مهدى (ع) و مکان تجمع مؤمنان پس از ظهورکجا خواهد بود حضرت در جواب فرمودند: پایتخت آن حضرت کوفه و مرکز قضاوتش مسجد جامع خواهد بود... (1)
 برطبق روایتى دیگر از على (ع)، امام زمان (ع) در مسجدکوفه نماز را اقامه مى کنند.
 ابن نباته مى گوید: روزى در مسجد کوفه گرد حضرت امیرالمؤمنین (ع) جمع شده بودیم که آن حضرت فرمودند: اى اهل کوفه این مسجد شما یکى از آن چهار مسجدى است که خداوند تبارک و تعالى آن را براى اهلش اختیار نموده است.. زمانى پیش مى آیدکه این مسجد محل اقامه نماز فرزندم مهدى (ع) و همه مؤمنان خواهد شد (2).
 این روایت را روایت دیگرى از امام باقر(ع) تکمیل مى کند براساس روایت نقل شده از آن حضرت وقتى امام مهدى (ع) وارد کوفه مى شوند با استقبال گرم مردم روبرو مى گردند؟ همه به حکم حضرت گردن مى نهند و آنگاه وارد مسجد شده براى مردم خطبه مى خوانند و نقل است که تجمع مردم به قدرى زیاد خواهد بودکه وقتى از شوق دیدار امامشان بى اختیارگریه مى کنند، سخنان حضرت به گوش کسانى که دورتر از منبر هستند نخواهد رسید، لذا در هفته دوم بعد از ورود امام (ع) به کوفه، مردم خطاب به حضرت مهدى (ع) مى گویند: اى پسر رسول خدا نماز در پشت سر شما خواندن همانند نماز خواندن در پشت رسول خدا(ص) است، در حالى که این مسجدگنجایش این همه جمعیت ندارد منظور مردم آن است که حضرت تدبیرى بیندیشند تا همه مردم توفیق حضور در نماز جماعت و جمعه را داشته باشند.
 امام (ع) در پاسخ مى فرمایند: مسجدى براى شما خواهم ساخت که گنجایش همه مردم را داشته باشد، در ادامه روایت آمده است: طرح مسجد بزرگى را که داراى هزار در است و همه مردم را در خود جاى مى دهد ارائه مى دهند(3)
 نکته دیگرى که در مورد مسجد کوفه در روایات به چشم مى خورد این است که آن حضرت مسجد کوفه را براى اصلاح قبله آن بازسازى خواهند کرد.
 على (ع) در این زمینه مى فرمایند: گویى هم اکنون به شیعیان در مسجدکوفه مى نگرم که خیمه ها برپاکرده اند و قرآن را آن گونه که نازل شده است براى مردم آموزش مى دهند. قائم ما چون قیام کند آن مسجد را خراب و قبله آن را اصلاح خواهند نمود (4)
 واما تاریخچه ومشخصات مسجد کوفه : به نوشته کتاب هاى تاریخ، وقتى شهرکوفه اولین باردر سال17ق. به دستور عمر بن خطاب و توسط سعد بن وقاص، فرمانده لشکر اسلام، به عنوان اردوگاه سربازان اسلام بنا گشت؟ سعد وقاص در مرکز این پایگاه نظامى در فضایى کوچک به شکل چهارگوش مسجدى بدون سقف را از چوب و نى تأسیس کردکه البته بعدها براى در امان ماندن ان از خطر آتش سوزى، اطراف آن را با دیوارهاى گلى محصورکردند و سال ها بعد همین مسجد را زیاد بن ابى سفیان حاکم معاویه به سبک ساختمان سازى مرسوم در بین ساسانیان تجدید بناکرد (5)ولى از مضمون روایات چنین برمى آیدکه سابقه این مسجد بسیار قدیمى تر از آن است که در اسناد تاریخى ذکر شده است. به عنوان مثال از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که آن حضرت فرمودند شبى که مرا سیر دادند تا مسجد اقصى در جریان معراج از مسجد کوفه گذشتیم؟ سوار براق بودم. به محلى رسیدیم که جبرئیل گفت: یا محمد در این جا پیاده شو و نماز بخوان وقتى در آن جا نماز به جاى آوردم از جبرئیل پرسیدم: این جا کجاست؟ جبرئیل گفت: این جا کوفان (کوفه) است و این محل هم مسجد آن جاست. من تاکنون بیست مرتبه دیده ام که این جا خراب شده و دوباره تجدید بناگشته است و فاصله بین هر خرابى و آبادى آن پانصد سال بوده است (6).
 بنابر مضمون روایتى دیگر، روزى امام صادق(ع) به نزدیکى هاى مسجد کوفه رسیدند و از مرکب خود پیاده شدند؟ وقتى علت پیاده شدنشان را سؤال کردند آن حضرت فرمودند: محدوده مسجدکوفه آخر سراجین نام محلى در نزدیکى مسجد است که این حد را حضرت آدم (ع) براى مسجد مشخص کرده است و من نمى پسندم که سواره وارد این محدود بشوم در ادامه روایت آمده است که راوى مى پرسد: اگر محدوده مسجد کوفه آن است که مى فرمایید، پس چه چیز باعث تغییر آن شده است حضرت در پاسخ مى فرمایند: اولا امرى که سبب تغییر آن شد توفان نوح بود. بعدها هم اصحاب کسرى و سپس نعمان بن منذر و بعد هم زیاد بن ابى سفیان تغییراتى در آن ایجادکردند.
 بر این اساس معلوم مى شودکه این مسجد شریف از زمان آدم ابو البشر به عنوان محلى براى عبادت خداوند تبارک و تعالى مطرح بوده است؟ منتهى در طول تاریخ دستخوش تغییروتحولاتى شده و در زمان هاى مختلف در تجدید بناها حدود محوطه مسجد تغییر پیدا کرده است. در جنوب غربى مسجد به فاصله 85 متر، خانه کوچک و محقرى وجود دارد و مشهور است که آن جا خانه على (ع) بوده است که قبر میثم تمار در نزدیک آن خانه قرار دارد. در بین این خانه و مسجد، قصر دار الخلافه واقع شده است که در ضلع جنوب غربى مسجد مى توان به دار الخلافه وارد شد .
 ضمناً قبر مسلم بن عقیل و هانى بن عروه در دو مکان نزدیک به هم، چسبیده به دیوار ضلع شرقى مسجد است که از طریق یک در بزرگ که در دیوارگذاشته شده است مى توان به حرم آن دو بزرگوار داخل شد البته در شمالى هم به این در آرامگاه راه دارد و قبر مختار ثقفى به آرامگاه مسلم بن عقیل نزدیک تر است. در دور تا دور محوطه این مسجد، هفتاد و شش حجره (غرفه) وجود دارد. در مجموع درهاى ورود و خروج به مسجد چهار تاست .باب السده که معروف به باب امیرالمؤمنین (ع) است؟ 2. باب الکنده که در طرف غربى مسجد است؟
 3 باب الانماط "که محاذى قبله است؟،4. باب الفیل یا الثعبان.
 در این مسجد مکان هاى مقدس و محراب هاى زیادى وجود داردکه هر یک از آن ها را مقام مى نامند. از جمله آن هاست: مقام حضرت ابراهیم خلیل (ع)، مقام حضرت خضر(ع)، مقام حضرت زین العابدین(ع) مقام نوح(ع) یا باب الفرج، مقام امیرالمؤمنین (ع)، مقام جبرئیل، دکه قضاء محل قضاوت امیرالمؤمنی(ع)دکه حضرت صادق(ع) محراب امیرالمؤمنین (ع) که محراب حضرت زکریا هم گفته مى شود، بیت الطشت، مقام بیعت النبى (ع) دکة المعراج محلى که پیامبر اکرم(ص)در شب معراج در آن مقام نماز به جاى آوردند و براى مسجد کوفه در روایات حضرات معصومین (ع) فضایل زیادى بیان شده است: امام با قر(ع)مى فرمایند:
 اگر مردم به فضیلتى که مسجد کوفه دارد واقف بودند؟ از راه هاى بسیار دور به آن جا سفر مى کردند. یک نماز واجب خواندن در آن جا مساوى با به جاى آوردن یک حج، و یک نماز مستحبى خواندن در آن جا معادل با انجام دادن عمره است (7)
 على(ع)نیز در ابن باره مى فرمایند: خواندن نماز نافله در این مسجد معادل انجام عمره در کنار پیامبر اکرم (ص) وخواندن نماز واجب در آن جا مساوى انجام دادن حج با رسول اکرم (ص)است.
 در این مسجد هزار پیغمبر و هزار وصى پیغمبر نماز خوانده اند (8)امام صادق(ع)به یکى از اصحاب که اهل کوفه بود فرمودند: آیا تمام نمازهایت را در مسجدکوفه مى خوانى؟ وى عرض کرد: خیر. حضرت فرمودند: من اگر در آن جا حاضر باشم امیدرارم که هیچ نمازى از من در آن مسجد فوت نشود. سپس حضرت اضافه کردند: آیا فضیلت نماز در این مسجد را مى دانى راوى مى گوید: گفتم: خیر. حضرت فرمودند: هیچ بنده صالح و پیامبرى نبوده است، مگر آنکه در مسجدکوفه نماز خوانده است؟ حتى رسول خدا (ص) وقتى به معراج مى رفتند جبرئیل (ع) به ایشان عرض کرد: آیا مى دانى حالا درکجا هستى؟ حضرت رسول (ص) فرمودند: خیر. جبرئیل گفت: حالا در مقابل مسجد کوفه قرار گرفته اید. پیامبر(ص) به جبرئیل فرمود: از خداوند متعال اجازه بخواه تا پائین رفته در آن نماز بخوانیم. وقتى خداوند متعال اجازه دادند. حضرت در آن جا دو رکعت نماز به جاى آوردند 0 سپس امام صادق (ع) فرمودند: یک نماز واجب در آن برابر با هزار نماز و یک نماز نافله در آن مساوى با پانصد نماز در اماکن دیگر است .
 قبله این مسجد، باغى از باغ هاى بهشت و دست راست و چپ آن نیز از بستان هاى بهشت است. در آن مسجد نشستن، عبادت محسوب مى شود 0 اگر مردم فضیلت آن را مى دانستند، با چهار دست وپا همچون طفل خود را به آن جا مى رساندند تا از برکات آن بهره مند شوند (9)
 محمد بن سنان مى گوید: از امام رضا(ع) شنیدم که فرمودند: یک نماز فرادا در مسجدکوفه خواندن، با فضیلت تر از هفتاد نمازى است که به طور جماعت در جاهاى دیگر خوانده شود (10)
 
 ________________________________________
 1. بحارالانوار ، ج53 ص 011
 2. بحا رالا نوا ر ج 97، صص 389- 0 039
 3. بحارالانوار؟ ج52ص 330.
 4. بحارالا نوارج52 ص 364.
 5. جهت اطلاع بیشتر به تاریخ طبرى ج 1 ص 248 ومعجم البلدان ج 4، ص 323 به بعد مراجعه شود.
 6. من لا یحضره ا لفقیه ج 1، ص 150.
 7. المزارالکبیر ص122.
 8. بحارالانوارج 97 ص 0 040
 9. بحار الانوار ج 97، ص 391.
 10. بحار الانوارچ97ص139


 

نوشته شده توسط رضاکاظمی در جمعه سیزدهم خرداد 1390 ساعت 17:52 موضوع مسجد کوفه | لینک ثابت


خصایص و ویژگی های حضرت مهدی(عج)

خصایص و ویژگى هاى حضرت مهدى (ع) مطابق احادیث و روایات عبارتند از:
 1. از خاندان و ذریه پیامبر(ص) است.
 2. هم نام، هم کنیه پیامبر(ص) وشبیه ترین مردم به آن حضرت است.
 3. نهمین فرزند از فرزندان امام حسین (ع) است.
 4. اسم پدرش حسن (ع) است.
 5. مادرش سیده کنیزان و بهترین ایشان است.
 6. دوازدهمین امام و خاتم الائمه است.
 7. داراى دو غیبت است.
 8. عمر بسیار طولانى دارد.
 9. زمین را پر از عدل و داد مى کند، پس از آن که پر از ظلم و ستم شده باشد.
 10. گذشت روزگار او را پیر نمى کند.
 11. ولادتش پنهانى است.
 12. دشمنان خدا را مى کشد و زمین را از شرک و ظلم پاک مى کند.
 13. دین خدا را آشکار و اسلام را در روى زمین گسترش مى دهد و فرمانرواى روى زمین مى شود.
 14 با شمشیر قیام مى کند.
 15. داراى سنت هایى از انبیا است که از آن جمله غیبت است.
 16. روش او سیره پیامبر(ص) است.
 17. پس از این که مردم در آ زمایش هاى سخت واقع شوند، ظاهر مى شود.
 18. حضرت عیسى (ع) نازل مى شود و پشت سرش نماز مى خواند.
 19. پیش از ظهورش بدعت ها وظلم وگناه و تجاهر به فسق و فجور رایج مى شود.
 20. هنگام ظهورش نادى آسمانى به نام او و پدرش ندا مى کند که همه آن رامى شنوند و ظهور آن حضرت را اعلام مى کند.
 21. پیش از ظهورش نرخ ها بالا مى رود، بیمارى ها زیاد مى شود، جنگ هاى بزرگ بر پا مى شود و بسیارى کشته مى شوند.
 22. پیش از ظهورش نفس زکیه و یمانى کشته مى شوند و در بیدا مکانى بین مکه و مدینه خسفى واقع مى شود و دجال وسفیانى خروج مى کنند وحضرت آن ها را مى کشد.
 23. پس از ظهورش برکات آسمان و زمین ظاهر مى شود و زمین آباد مى گردد و هیچ کس غیر خدا را پرستش نمى کند.
 24. سیصد و سیزده نفر اصحاب او هستندکه در یک ساعت به محضرش حاضر مى شوند.
 25. معجزات بسیارى دارد و بسیارى مشرف به دیدار حضرتش شده اند .(1)
 
 _________________________________________
 1. منتخب الاثر فصل دوم .


 

نوشته شده توسط رضاکاظمی در جمعه سیزدهم خرداد 1390 ساعت 17:51 موضوع خصایص و یژگی های حضرت | لینک ثابت


خورشید پشت ابر

حضرت مهدى (ع) را به خورشید پشت ابر تشبیه کرده اند واین مسأله برمى گردد به حدیثى از خود حضرت که مى فرمایند: چگونگى استفاده از من در غیبت، مانند استفاده خورشید است هنگامى که ابرها آن را مى پوشانند. (1)
 صاحبان ذوق در وجوه تشابه حضرت با خورشید پشت ابر، چنین گفته اند:
 1- همچنان که مردم انتظار بیرون آمدن خورشید از پشت ابرهاى تیره را مى کشند تا بیشتر ازآن بهره مند گردند، در زمان غیبت نیز شیعیان و محبان حضرت همواره انتظار وجود مبارکش را دارند و هرگز نا امید نمى شوند
 2-هرکس با این همه آثار ومعجزات و آیات وروایات " باز هم منکر وجود مبارکش شود، مانند کسى است که منکر وجود خورشید گردد، هنگامى که در پشت ابرها از دیدگان، به ظاهر پنهان است، گرچه آثار وجودش به جهانیان مى رسد
 3-هر چند خورشید در پس ابر براى مدَتى پنهان مى گردد، اما نور روشنى بخش خود را از جهانیان دریغ نمى کند و باز هم از پس ابر زمین و آسمان را روشن مى کند، امام(ع) نیز هر چندکه در پسِ پرده غیبت قرار دارد، اما نور ولایت آن حضرت بر همه عالمیان پرتوافکن است، چه این که اگر نور آن امام نباشد، بنابر روایات معصومین (ع) زمین و اهل آن از بین مى روند و اوست که امان اهل زمین است. البته حضرت در توقیع خود به اسحاق بن یعقوب مى نویسد:
 ... و اما چگونگى انتفاعى که مردم در غیبت از من مى برند، همچون انتفاع از خورشید است هنگامى که در پشت ابرها پنهان شود(2)
 
 ________________________________
 1- بحار الانوار ج 53 ص 180
 2- کمال الدین ج 2 ص 483 بحارالانوار ج35 ص 801


 

نوشته شده توسط رضاکاظمی در جمعه سیزدهم خرداد 1390 ساعت 17:51 موضوع خورشید پشت ابر | لینک ثابت


در منابع زرتشتیان تصریحات بسیارى به ظهور حضرت مهدى (ع) شده است که قسمتى از آن ها را در این جا مى آوریم: درکتاب زند که ازکتب مقدسه زرتشتیان است، درباره انقراض اشرار ووراثت صلحا مى گوید:لشکر اهریمنان با ایزدان، دایم در روى خاکدان محاربه وکشمکش دارند وغالباً پیروزى با اهریمنان باشد، امَا نه به طورى که بتوانند ایزدان را محو ومنقرض سازند، چه در هنگام تنگى از جانب اورمزد که خداى آسمان است به ایزدان که فرزندان اویند یارى مى رسد و محاربه ایشان نه هزار سال طول مى کشد. آنگاه پیروزى بزرگ از طرف ایزدان مى شود و اهریمنان را منقرض مى سازند، وتمام اقتدار اهریمنان در زمین است و در آسمان راه ندارند، و بعد ازپیروزى ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان، عالم کیهان به سعادت اصلى خود رسیده، بنى آدم بر تخت نیکبختى خواهند نشست .(1)
 در بخش گات ها که یکى از بخش هاى چهارگانه اوستا ست، نویدهایى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) وسیطره جهانى آن حضرت آمده است:... وهنگامى که سزاى این گناهکاران فرا رسد، پس آنگاه اى مزدا کشورت را بهمن در پایان برپا کند، از براى کسانى که دروغ را به دست هاى راستى سپرند، وخواستاریم از آنانى باشیم که زندگى تازه کنند. کى اى مزدا بامداد روز فراز آید، جهان دین راستین فرا گیرد، با آموزش هاى فزایش بخش پر خرد رهانندگان، کیانند آنانى که بهمن به یارى شان خواهد آمد، از براى آگاه ساختن، من تو را برگزیدم اى اهورا بهمن را نماینده توانایى و منش نیک وراستى وپارسایى دادار اهور مزدا، تفسیر کرده اند (2)
 جاماسب درکتاب معروف خود جاماسب نامه مى گوید: پیغمبر عرب، آخر پیغمبران باشد که در میان کوه هاى مکه پیدا شود، وشتر سوار شود وقوم او شتر سواران خواهند بود، وبا بندگان خود چیز خورد، وبه روش بندگان نشیند، واو را سایه نباشد وازپشت سر، مثل پیش رو ببیند. دین او اشرف ادیان باشد وکتاب او باطل گرداند همه کتاب ها را . واز فرزندان دختر آن پیغمبرکه خورشید جهان وشاه زنان نام دارد، کسى پادشاه شود در دنیا به حکم یزدان، که جانشین آخر آن پیغمبر باشد در میان دنیاکه مکه باشد ودولت اوتا به قیامت متصل باشد وبعد از پادشاهى او، دنیا تمام شود... همه جهان را یک دین کند ودین گبرى وزرتشتى نماند، وپیغمبران خدا وحکیمان وپرى زادان ودیوان ومرغان وهمه اصناف جانوران وابرها وبادها ومردان سفیدرویان در خدمت او باشند... (3)
 در زند و هومن یسن از ظهور شخصیت فوق العاده اى بنام سوشیانس نجات دهنده بزرگ خبر داده و درباره نشانه هاى ظهور وى چنین مى گوید. نشانه هاى شگفت انگیزى در آسمان پدید آیدکه به ظهور منجى جهان دلالت مى کند وفرشتگانى از شرق و غرب به فرمان او فرستاده مى شوند، وبه همه دنیا پیام مى فرستند. سوشیانس دین را به جهان رواج دهد، فقر وتنگدستى را ریشه کن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فکر و همگفتار و همکردارگرداند.(4)لازم به یاد آورى است که اعتقاد یه ظهور سوسیانس در میان ملت ایران باستان به اندازه اى رایج بوده است که حتى در موقع شکست هاى جنگى وفراز ونشیب هاى زندگى با یادآورى ظهور چنین نجات دهنده مقتدرى، خود را از یأس ونا امیدى نجات مى دادند. (5)
 
 ________________________________________
 1- بشارت عهدین ص237
 2- بشارات عهدین استدراکات، پس از مقدمه چاپ دوم ص 10 و 11.
 3- لمعات النور، ج 1 ص 23- 25.
 4- او خواهد آمد على اکبر مهدى پور، ص 08 1 و 121 و 122.
 5- ظهور حضرت مهدى (ع) از دیدگاه اسلام ، مذاهب و ملل جهان، هاشمى شهیدى ص 355.


 

نوشته شده توسط رضاکاظمی در جمعه سیزدهم خرداد 1390 ساعت 17:50 موضوع بشارت به موعود در زرتشت | لینک ثابت


درکتاب تورات که ازکتب آسمانى به شمار مى ر ود و هم اکنون در دست اهل کتاب و مورد قبول آن ها است، بشارات زیادى از آمدن مهدى موعود و ظهور مصلحى جهانى در آخرالزمان آمده است.
 در زبور حضرت داود(ع) که تحت عنوان مزامیر در لابلاى کتب عهد عتیق آمده، نویدهایى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) به بیان هاى گوناگون داده شده است و در 35 بخش از مزامیر 150 گانه، اشاره اى به ظهور مبارک آن حضرت ونویدى از پیروزى صالحان بر شریران وتشکیل حکومت واحد جهانى وتبدیل ادیان ومذاهب مختلف به یک دین محکم و آیین جاوید، موجود است (1) و جالب این که مطالبى که قرآن کریم درباره ظهور حضرت مهدى (ع) اززبور نقل کرده است، عیناً در زبور فعلى موجود و از دستبرد تحریف وتفسیر مصون مانده است. قرآن کریم چنین مى فرماید:ولقد کتبنا فی الزبور من بعده الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون (2) ما علاوه بر ذکر (تورات) در زبور نوشتیم که درآینده بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد. مقصود از ذکر در آیه شریفه، تورات موسى (ع) است که زبور داود(ع) پیرو شریعت تورات بوده است . در زبور آمده است:... زیراکه شریران منقطع مى شوند. اما متوکلان به خداوند وارث زمین خواهند شد (3) اسم او ابداً بماند، اسمش مثل آفتاب باقى بماند، در او مردمان برکت خواهند یافت وتمامى قبایل او را خجسته خواهندگفت، بلکه اسم ذوالجلال او ابداً مبارک باد وتمامى زمین از جلالش پر شود، دعاى داوود پسر یسئ تمام شد. (4)
 درکتاب اشعیاى نبى که یکى از ییامبران پیرو تورات است، بشارات فراوانى درباره ظهور حضرت آمده است: ونهالى ازتنه یسی (5) بیرون آمده، شاخه اى از ریشه هایش خواهد شگفت وروح خداوند بر او قرار خواهد گرفت... مسکینان رابه عدالت داورى خواهد کرد وبه جهت مظلومان زمین، به راستى حکم خواهد نمود. کمربند کمرش عدالت خواهد بود وکمربند میانش امانت(6) منظور از نهالى که از تنه یسی خواهد رویید" ممکن است یکى از چهار نفر: حضرات داود، سلیمان، عیسى و مهدى (ع)و باشند؟ ولى دقت و بررسى کامل آیات مذکور نشان مى دهدکه منظور از این نهال، هیچ یک از آن پیامبران نیستند، بلکه همه آن بشارت ها ویژه قائم آل محمد(ع) است، زیرا حضرت داود وسلیمان د فرزندان پسرى یسی ، وحضرت عیسى (ع) نواده دخترى وى، و مهدى (ع) نیز از جانب مادرش، جناب نرجس خاتون- که دختر یشوعا، پسر قیصر، پادشاه روم و از نسل حضرت داود، و مادرش از اولاد حواریون حضرت عیسى (ع) بوده، ونسب شریفش به (ع)شمعون صفا، وصی حضرت عیسى (ع) می رسد نواده دخترى یسی مى باشد. (7) درکتاب یوئیل نبى که از پیامبران پیرو تورات است، چنین آمده است: آن گاه جمیع امت ها را جمع کرده، به وادى یهوشافاظ (8) فرود خواهم آورد و در آن جا با ایشان درباره قوم خود ومیراث خویش، اسرائیل را محاکمه خواهم نمود. زیرا که ایشان را در میان امت ها پراکنده ساخته وزمین مرا تقسیم نموده اند وبر قوم من قرعه انداخته وپسرى در عوض فاحشه داده و دخترى به شراب فروخته اند تا بنوشند (9)
 درکتاب عاموس نبی (10) وهوشع نبى (11)نیز از نزول حضرت عیسى (ع) وداورى آن حضرت سخن به میان آمدهاست . درکتاب "زکریاى نبى " بشارت ظهور مهدى (ع) چنین آمده است: اینک روز خداوند مى آید وغنیمت تو در میانت تقسیم خواهد شد . وجمیع امت ها را به ضد اورشلیم براى جنگ فراهم خواهد کرد وشهر را خواهند گرفت وخانه ها را تاراج خواهند نمود . وخداوند بیرون آمده با آن قوم ها مقاتله خواهد کرد چنان که در روز جنگ مقاتله نمود... و آن یک روز معروف خداوند خواهد بود... ویهوه خدا بر تمامى زمین پادشاه خواهد بود..(12)
 لازم به یاد آورى است که درکتب عهدین تورات وانجیل کلمه "خداوند بیشتر در مورد حضرت عیسى (ع) به کار مى رود. درکتاب "حزقیال نبى نیز در مورد حضرت مهدى (ع) و سرنوشت اسرائیل و جهانى شدن آیین توحید خبرهایى آمده ادست:.. و اما تو اى پسر انسان خداوند یهوه چنین مى فرماید: که به هر جنس مرغان وبه همه حیوانات صحرا بگو: جمع شوید وبیایید ونزد قربانى من که آن را براى شما ذبح مى نمایم فراهم آیید . قربانى عظیمى که بر کوه هاى اسرائیل، تاگوشت بخورید و خون بنوشید. و خداوند یهو ه مى گوید: که بر سفره من از اسبان وسواران وجباران وهمه مردان جنگى سیر خواهید شد. ومن جلال خود را در میان أمت ها قرار خواهم داد و جمیع امت ها داورى مراکه آن را اجرا خواهم داشت ودست مراکه بر ایشان فرود خواهم آورد، مشاهده خواهند نمود..... (13)باید توجه داشت که منظور از "پسر انسان مانند کلمه مسیح ، حضرت عیسى (ع) نیست؟ بلکه مراد از آن، حضرت مهدى (ع) است، زیرا در انجیل بیش از هشتاد بارکلمه پسر انسان آمده است که تنها در سى مورد آن حضرت مسیح (ع) اراده شده است. (14)
 درکتاب حَجئ نبى نیز بشارت ظهور آمده است: یهوه صبایوت چنین مى گوید: یک دفعه دیگر آسمان ها وزمین ودریا وخشکى را متزلزل خواهم ساخت وتمامى امت ها را متزلزل خواهم ساخت و فضیلت جمیع امت ها خواهد آمد . این خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت..(15) که در آن به تشکیل حکومت واحد جهانى اشاره شده است. درکتاب "صفنیاى نبى همچنین آمده است:... خداوند مى گوید: براى من منتظر باشید، تا روزى که به جهت غارت برخیزم، زیراکه قصد من این است که أمت ها را جمع نمایم و ممالک را فراهم آورم تا غضب خود وتمامى حدت خشم خویش را بر ایشان بریزم، زیراکه تمامى جهان به آتش غیرت من سوخته خواهد شد...(16) نیز درکتاب دانیال نبى آمده که: امیر عظیمى که براى پسران قوم تو ایستاده قائم است، خواهد برخاست.. بسیارى از آنانى که در خاک زمین خوابیده اند بیدار خواهند شد...(17)
 
 ____________________________________________________
 1- آخرین امید، داود الهامى ص 193
 2- سوره انبیاء، آیه 105
 3- عهد عتیق کتاب مزامیر مزمور37.
 4- همان، مزمور 72.
 5- یسی به معناى قوى، پدر حضرت داود و نوه "راعوت " است، و به طورى مشهور بود که داود را پسر "یسی" مى نامیدند در صورتى که خود داود شهرت و شخصیت عظیمی داشته و از پیامبران بزرگ بنى اسرائیل بوده است. قاموس کتاب مقدس.
 6- تورات، کتاب اشعیاىنبی، باب 11.
 7- ظهور حضرت مهدى ا ز دیدگاه اسلام، مذاهب وملل جهان هاشمى شهیدى، ص 312
 8- نام صحراى است در نزدیکى بیت المقدس که اکنون وادى قدرون نامیده مى شود لغت نامه دهخدا ص 177
 9- تورات، کتاب یوئیل نبى، ص 1327باب 3 بندهاى 2 و 3.
 10- تورات، کتاب قاموس نبى، ص1333 باب 4 بندهاى 12 و 3 1.
 11- تورات، کتاب هوشع نبى ص 1314باب 5، بندهاى 14 و 15.
 12- تورات کتاب زکریاى نبى ص 1382 باب 4 1، بندهاى ا- 10
 13- تورات کتاب حزقیال نبى ص 265 1باب 39، بند 7 1- 23.
 14- قاموس کتاب مقدس، ماد ه پسر خواهرص 219
 15- کتاب مقدس کتاب حجی نبى ص 1367باب 2بندهاى 6- 9.
 16- کتاب مقدس کتاب صفنیاى نبی ص 1363باب 3، بندهاى 5- 9.
 17- کتاب مقدس کتاب دانیال نبی ص 1309 باب 12 بندهاى1- 12.


 

نوشته شده توسط رضاکاظمی در جمعه سیزدهم خرداد 1390 ساعت 17:50 موضوع بشارت به موعود در کتاب تورات | لینک ثابت


و صفات و جزئیات زندگى آن مصلح جهانى، از پیامبر و سایر پیشوایان معصوم (ع)وارد شده است و علماى شیعه و سنى آن ها را در منابع معتبر خود آورده اند، بیرون از شمار است.
 
 از این رو فقط فهرست قسمتى از آن ها را مى آوریم: 48 حدیث در مورد این که حضرت مهدى (ع)نامش، نام مبارک پیامبر(ص)وکنیه اش، کنیه شریف پیامبر(ص؟ است نقل شده، 136 حدیث درباره این که حضرت مهدى (ع)دوازدهمین امام و آخرین پیشوا است آمده، 214 حدیث در مورد این که حضرتش دهمین فرزند امیرمؤمنان على (ع)است وارد شد192 حدیث در مورد این که آن حضرت از فرزندان حضرت فاطمه (ع)است ذکر شده، 308 حدیث در مورد این که وى، نهمین فرزند امام حسین (ع)است بیان شد ، 185 حدیث در مورد این که او، هشتمین فرزند امام سجاد است نقل شده، 103 حدیث در مورد این که او هفتمین فرزند امام باقر(ع است آمده، 202 حدیث در مورد این که او، ششمین فرزند امام صادق (ع)است وارد شده، 199 حدیث در مورد این که او، پنجمین فرزند حضرت موسى بن جعفر(ع)است ییان شده، 95 حدیث در مورد آین که او، چهارمین فرزند على بن موسى الرضا(ع)است آمده، 90 حدیث در مورد این که او، سومین فرزند جوادالائمه (ع)است نقل شد. 90 حدیث در مورد اینکه او، دومین فرزند امام هادى (ع)است آمده، 293 حدیث در مورد این که او فرزند بلافصل امام عسکرى (ع)نقل شده، 293 حدیث در باب ولادت با سعادت حضرتش آمده است، 14 حدیث درباره این که آن حضرت، پنهانى متولد شده است بیان شده، 318 حدیث راجع به این که عمر شریفش بسیار طولانى خواهد شد نقل شده است، 91 حدیث در مورد این که مدَت زیادى از انظار غایب و پنهان خواهد بود آمده است، 10 حدیث در مورد این که غیبت حضرتش به دو غیبت صغرى وکبرى تقسیم مى گردد ذکر شده است، 15 حدیث در مورد این که آیین وى، همان آیین مبین اسلام وکتابش قرآن است آمد ه، 47 حدیث در مورد این که وى جهانیان را به دین مبین اسلام دعوت مى نماید و در تمامى روى زمین حکومت واحد جهانى بر اساس قانون اسلام تشکیل مى دهد نقل شده، 123 حدیث درباره برقرارى عدالت اجتماعى در جهان توسط وى آمده است، 19 حدیث در مورد این که وى زمین را از شرک وکفر پاک مى نماید آمده است، 7 حدیث در مورد این که ایمان و امنیت واقعى در حکومت عادلانه اش حکمفرما خواهد گردید آمده است، 12 حدیث در مورد این که اسلام، شرق و غرب جهان را فرا خواهدگرفت نقل شده است، 7 حدیث در مورد این که بشر پیرو یک آیین خواهد گردید و همه در تحت لواى اسلام در خواهند آمد، نقل شده است، 7 حدیث در مورد این که با شمشیر قیام خواهد کرد ذکر شده است، 5 حدیث در مورد این که در دوران حکومت عدالت پیشه او، جهان آباد خواهد گردید و عقول مردمان کامل تر خواهد شد، نقل شده است، 23 حدیث در مورد این که معجزات و امتیازات پیامبران در او جمع است و به دست تواناى حضرتش ظاهر مى گردد، نقل شده است، 7 حدیث در مورد این که وقت ظهورش بر احدى از آحاد مردم معلوم نیست و هرکس وقت تعیین مى کند دروغگوست آمده است، 25 حدیث در مورد این که اصحاب خاص آن حضرت 313 نفرند و از اطراف و اکناف عالم به سرعت، به اندازه، یک چشم بر هم زدن نزدش جمع مى شوند نقل شده است، 29 حدیث در مورد این که حضرت عیسى (ع)در نماز به وى اقتدا مى نماید، بیان شده است، 27 حدیث در مورد این که منادى آسمانى حضرتش را به نام و نشان به جهانیان معرفى مى کن آمده است، و بالاخره 657 حدیث در مورد این که براى ظهور مبارک آن حضرت علایم و نشانه هایى خواهد بودکه پیش از ظهور مبارکش به وقوع خواهد پیوست، آمده است. (1)
 
 ___________________________________
 1. منتخب الاثر فصل دوم در ضمن 49 باب.


 

نوشته شده توسط رضاکاظمی در جمعه سیزدهم خرداد 1390 ساعت 17:49 موضوع امام مهدی (ع) در روایات | لینک ثابت


حضرت مهدى (ع) در سال 255 به دنیا آمد وپدر بزرگوارش درسال 260به شهادت رسید وحضرت پس از شهادت پدر، در پنج سالگى به امامت رسید.
 پیامبر وامام از حیث آفرینش ممتازند وبه واسطه همین استعداد وامتیاز ذاتى است که خداوند متعال آنان را به مقام شامخ نبوت وامامت انتخاب مى کند.
 این امتیاز از همان اوان کودکى در وجود آن بزرگواران موجود است، لکن اگر صلاح باشد وشرایط موجود شود ومانعى هم درکار نباشد آن افراد برجسته، رسماً به مقام و منصب نبوت وامامت معرفى مى شوند ومأمور حفظ وتحمل احکام مى گردند.
 این انتخاب چنان که گاهى پس از بلوغ یا در زمان بلوغ وبزرگى انجام مى گیرد، ممکن است در ایام کودکى تحقق پذیرد.
 چنانکه عیسى مسیح (ع) درگهواره با مردم سخن گفت و رسماً اعلان کردکه من پیامبر خدا و صاحب کتاب ومقام نبوتم. "قال انی عبد الله اتانی الکتاب و جعلنی نبیا و جعلنی مبارکا این ما کنت واوصانی بالصلوة والزکاة ما دمت حیا..... " (1) از این آیه به خوبى استفاده مى شودکه حضرت عیسى (ع) در همان ایام کودکى، پیغمبر و صاحب کتاب بوده است. همچنین حضرت یحیى (ع) در دوران کودکى به مقام نبوت رسیده، چنان که در آیه شریفه آمده که: یا یَحیى خذِ الکتاب بقوة واتینا ه الحکم صبیا. (2)
 بنابراین، وقتى حضرت عیسى ویحیى (ع) مى توانند درکودکى به مقام نبوت برسند، چه مانعى دارد که حضرت مهدى (ع) نیز در سنین کودکى به مقام امامت برسد. جالب این جاست که ائمه قبلى (ع) خبر داده بودند که سن امام زمان کمتر از سایر ائمه است، چنان که امام باقر(ع) فرمود: حضرت صاحب الامر سن مبارکش از تمام ماکمتر وگمنام تر است. (3) اتفاقاً امام جواد(ع) در هنگام شهادت امام رضا(ع) هفت یا نه ساله بوده وبه دلیل همین کمى سن، بعضى ها در امامتش تردید کردند.
 به منظور حل این مشکل ورفع تردید، گروهى از بزرگان شیعه به محضر امام جواد(ع) رسیدند وصدها معضل و مسائل مشکل را از وى پرسیدند و جواب کافى دریافت کردند وکراماتى را نیز مشاهده کردند که شک وشبهه آنان برطرف شد.
 امام هادى (ع) نیز شش سال وپنج ماه از سن شریفش گذشته بودکه پدرش به شهادت رسید وامامت به وى منتقل شد.
 پس مسأله کمى سن ورسیدن به مقام امامت در سن کودکى، اختصاص به امام عصر(ع) ندارد.
 در عین حال، در میان اطفال عادى نیز افراد نادرى دیده مى شوند که از حیث استعداد وحافظه نابغه عصر خویش بوده اند مانند: "بو على سینا، "فاضل هندى "، سید محمدحسین طباطبایى حافظ قرآن و"توماس یونگ". (4)
 
 
 _______________________
 1. سوره مریم 31.
 2. سور ه مریم،12.
 3. بحارالانوار، ج 51 ص 38.
 4. سیماى آفتاب، ص 97. 


 

نوشته شده توسط رضاکاظمی در جمعه سیزدهم خرداد 1390 ساعت 17:43 موضوع پنج سالگی حضرت مهدی (عج) | لینک ثابت


حکیمه خاتون مى گوید:هرگاه خدمت امام عسکرى (ع)مى رسیدم، براى او دعا مى کردم که خداوند فرزندى به او عطاکند تا آنکه غروب روز پنج شنبه چهاردهم ماه شعبان سال255. هـ ق نزد امام عسکرى (ع)رفتم و طبق روال گذشته دعا کردم که خدا به تو فرزندى عطا کند. وقتى شب فرا رسید، به کنیزم گفتم جامه ام را بیاور تا به منزل بازگردیم، امام عسکرى (ع)فرمودند: عمه جان، امشب نزد ما بمان، زیرا در این شب فرزند مبارکى متولد مى شود که زمین مرده را حیات بخشیده زنده مى کند. عرض کردم: این فرزند با برکت ازکدام کدبانو متولد خواهد شد
 
 فرمود: از نرجس و فقط از او متولد مى شود. حکیمه مى گوید: من به نزدیک نرجس رفتم وبه دقت به او نگریستم، ولى هیچ اثرى از حمل و داشتن فرزند در او مشاهده نکردم. نزد امام رفتم و ماجرا را به اطلاع امام رساندم.
 
 امام لبخندى زدند و فرمودند: عمه جان هنگام سپیده دمِ صبح اثر باردارى او ظاهر مى شود، زیرا نرجس مانند مادر موسى است که نشانى از فرزند داشتن در او دیده نمى شد و تا هنگام تولد موسى هیچ کسى از ولادتش خبر نداشت. فرعون ستمگرکه مى دانست اگر حضرت موسى متولد شود، با او مبارزه مى کند و تخت و تاجش را نابود مى سازد، با تمام نیرو مى کوشید تا از ولادت موسى (ع)جلوگیرى کند، لذا دستور داد تا زنان را از مردان جدا کنند اما وقتى خدا بخواهد موسى به دنیا بیاید، تلاش صدها فرعون هم بى نتیجه خواهد بود. قبل از تولد حضرت موسى (ع)کسى باور نمى کردکه مادرش باردار است، نرجس نیز همچون مادر موسى تا آخرین لحظات ولادت امام زمان (ع)نشانى از باردارى در خود نداشت، زیرا آینده نرجس بسیار حساس و پر اهمیت بود. جاسوس ها همه جا راکنترل مى کردند وکار آگاهان حکومت هر حرکت مشکوکى را زیر نظر داشته و به شدت مراقب بودندکه اگر فرزندى از امام یازدهم متولد شود، نا بود مى کنند.
 
 حکیمه مى گوید: شب از نیمه گذشته بود،هنوز نشانه اى از فرزند داشتن در نرجس دیده نمى شد. من زودتر از شب هاى قبل به نماز شب مشغول شدم. نرجس خاتون نیز از خواب پریده و از اطاق بیرون رفت، وضوگرفت و مشغول نماز شب شد. او آخرین رکعت نمازش را مى خواندکه من از اطاق بیرون رفتم و به آسمان نگاه کردم، دیدم که طلوع فجر است، اما هنوز اثرى از فرزند نیست. همین که در دلم نسبت به وعده امام عسکرى (ع)تردید پیدا شد، ناگهان امام صدا زد: عمه جان شک نداشته باش. آن چه گفته ام آشکار مى شود و به خواست خدا خواهى دید.
 
 در حالى که من از این تردید شرمنده بودم به طرف اطاق برگشتم.دیدم نرجس خاتون نمازش را تمام کرده و با حالتى غیر عادى و شتابزده بیرون مى آید. به اوگفتم پدر و مادرم به فدایت آیا چیزى احساس مى کنى؟ گفت: بله. عمه جان چیزى را شدیدا در خود یافتم. گفتم به خواست خدا جاى نگرانى نیست، سپس او را به درون اطاق بردم. هنگام طلوع فجر صادق، درد زایمان نرجس شروع شد. از درون خانه، امام عسکرى صدا زد: عمه جان سوره قدر را بر او بخوان حکیمه مى گوید مشغول خواندن سوره قدر شدم، در این هنگام طفل داخل رحم نرجس نیز همانگونه که من مى خواندم، مى خواند. در حال تعجب بودم که امام با صداى بلند فرمود: عمه از امر خدا تعجب مکن که خداوند زبان ما را درکودکى به حکمت بازکرده و در بزرگى حجت خود در زمین قرار مى دهد .(1)هنوزکلام امام تمام نشده بود که نرجس خاتون از نظرم ناپدید شده وگویا بین من و او پرد ه اى کشیده شد که دیگر او را ندیدم. وحشت زده و نگران، فریادکنان به طرف اطاق امام عسکرى (ع) دویدم .در این لحظه امام فرمود: عمه برگرد، که او را در جاى خود خواهى دید. با تعجب برگشتم. وقتى وارد اطاق شدم، دیدم نورى از نرجس مى درخشدکه چشم ها را خیره مى کند، سپس دیدم نوزاد، طیب و طاهر، ناف بریده و ختنه کرده در حالى که در بازوى راستش نوشته است: جاءَ الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهقا،مواضع سجده را به زمین گذاشته، انگشتان سبابه را به طرف آسمان بالاگرفته و مى گوید:اَشهَدُ أن لا اِلهَ الا الله وحده لا شریک له وان جدی رسول الله (ص)(4 )شهادت مى دهم که معبودى جز خداى یگانه نیست .و بى همتا است و شریکى ندارد، جدم محمد(ص) فرستاده خدا و پدرم على امیرمؤمنان است. سپس نام یکایک ائمه را برشمرد تا به نام مبارک خود رسید، آنگاه به درگاه الهى عرضه داشت:اللهم انجز لى وعدى واتمِم لى امرى و ثبت و طاتی واملا الارض بی عدلا وقسطا پرورگارا آن چه را به من وعده دادى برآورده ساز وکارم را به اتمام رسان. مخالفانم را نابود و مغلوب کرده، مرا بر دشمنانم پیروز فرما و زمین را به وسیله من سرشار از انصاف و عدالت گردان
 
 همچنان فرق تماشاى مناجات دلنشین وکلمات معجزه آساى این نوزاد بودم که ناگهان صداى امام عسکرى بلند شدکه عمه جان، آن فرزند را در آغوش بگیر و به نزد من آر. من جلو رفتم، آن نوزاد را بغل کرده به طرف امام عسکرى بردم. وقتى بچه در مقابل پدر قرارگرفت، هنوز روى دست من بود که بر پدرش سلام کرد .آنگاه حضرت فرزندش را از من گرفت و زبانش را در دهان آن طفل نهاد وکودک از زبان علم و عصمتِ آن حضرت دانش و معرفت و اسرار امامت نوشید.
 
 بعد به من فرمود: این کودک را بگیر و به مادرش بسپار تا او را شیر دهد. وقتى نرجس به او شیر داد، بار دیگر فرزندم را نزد من بیاور. من نوزاد را به مادرش برگرداندم و پس از نوشیدن شیر دو مرتبه نزد حضرت آوردم. حضرت این بار نیز زبان به کام فرزندش فرو برد، سپس فرمود: اى فرزندا بخوان طفل شروع به خواندن کرد، از صحف آدم و زبور داود تا تورات و انجیل را به زبان عبرانى و سریانىِ خواند، سپس این آیه را تلاوت کرد: ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الوارثین ونمکن لهم فی الارض و نری فرعون (2) آنگاه بر پیامبر اکرم (ص)وامیرالمؤمنین (ع) و همه ائمه تا پدرش درود فرستاد. (3)
 
 ازیک سو مى دانیم که در دوران غیبت، هیچ یک از احکام اسلام تعطیل نشده و باید تا آمدن امام عصر (ع) به همه آن چه اسلام از ما خواسته است، عمل کنیم و از سوى دیگر مى دانیم که امکان دسترسى به امام معصوم (ع) و فراگرفتن مستقیم احکام دین از ایشان براى ما وجود ندارد. در این شرایط آیا دست روى دست بگذاریم و به هیچ یک از احکام اسلام عمل نکنیم، یا به هر آن چه خود احتمال مى دهیم درست باشد، عمل کنیم قطعاً هیچ یک از این دو راه ما را به مقصود نمى رساند. اما آیا امامان معصوم (ع) فکرى براى شیعیان خود در زمان غیبت کرده اند؟ در پاسخ باید گفت: ائمه (ع)، تکلیف ما را در زمان غیبت و عدم دسترسى به امام معصوم مشخص کرده و به ما امر فرموده اند که به فقهاى جامع الشرایط مراجعه کنیم. چنان که امام عصر(ع) در یکى از توقیعات خود در پاسخ اسحاق بن یعقوب مى فرماید... و اما در رویدادهایى که پیش مى آید، به راویان حدیث ما مراجعه کنید، زیرا آن ها حجت بر شما هستند و من حجت خدا بر ایشان. (4)
 
 چنان که مى دانید در طول 69، سال غیبت صغرى، از سال 260 تا 329 هـ.ق چهار تن از بزرگان شیعه به عنوان نائب خاص، واسطه بین امام مهدى (ع) و امت بودند. آن ها پرسش هاى علما و بزرگان شیعه و حتى برخى از مردم معمولى را با آن حضرت مطرح مى کردند و ایشان نیز پاسخ آن ها را مى دادند. امَا با پایان یافتن دوران غیبت صغرى و آغاز غیبت کبرى، دیگرکسى به عنوان نائب خاص معرفى نشده و مردم موظف شدند براى یافتن پاسخ پرسش هاى دینى خود به راویان احادیث اهل بیت (ع) که همان فقهاى جامع الشرایط بودند، مراجعه کنند. از آن زمان به بعد، فقها به عنوان نواب عام امام عصر(ع) مطرح شدند و رسالت هدایت شیعه را در عصر غیبت بر عهده گرفتند. بنابراین بر همه منتظران امام عصر (ع)لازم است که بنا به فرموده امامان خود، با پیروى از فقها و مجتهدان واجد الشرایط، اعمال دینى خود را انجام دهند .در زمینه امور اجتماعى و سیاسى نیز وظیفه مردم، اطاعت از فقیهى است که از سوى بزرگان شیعه به عنوان ولى فقیه انتخاب شده است.
 
 
 ______________________________________
 ا. بحارالانوار ج 51، ص 13
 2. قصص آیه
 3. بحارالانوار ج 51 ص 12 کمال الدین دو جلدى، ص 424.
 4. کمال الدین ج 2ص 483.


 

نوشته شده توسط رضاکاظمی در جمعه سیزدهم خرداد 1390 ساعت 17:41 موضوع ولادت امام عصر(عج) | لینک ثابت